دوآلیسم توحیدی زرتشت؛ یك پارادایم مستقل
هفتمین جلسه از کلاسهای «زن در متون مقدس»، پس از تحلیل زن در آئین هندو (ریگودا و اوپانیشاد)، وارد بحث زن در آیین زرتشتی (اوستا) شد.
رضا علیجانی در این جلسه، در ابتدا اشاره كرد كه آیین زرتشتی تركیبی از آیین زرتشت و آیین موبدان است كه در طول تاریخ تكوین یافته و در اوستا تبلور یافته است. اوستا تنها كلمات و سخنان زرتشت نیست كه در مدت معین و محدودی مطرح شده و یا در مدت مشخص و كوتاهی در اوستا گردآوری و تدوین شده باشد. مطالب اوستا تركیبی از مطالب خود زرتشت و مطالب موبدان (كه حتی 800-700 سال پس از مرگ زرتشت مطرح كردهاند) میباشد كه در ابتدا سینه به سینه نقل شده و بعد از حدود 1500 تا 2000 سال پس از زرتشت به شكل اوستایی كه اینك بخشهایی از آن را در دست داریم، گردآوری و تدوین شده و رسمیت یافته است. در فصلهای مختلف اوستا تفاوت زبانها كه بیانگر تفاوت زمانهای شكلگیری این متون است، به وضوح آشكار است. علیجانی پس از ذكر توضیحاتی درباره سیر شكلگیری اوستا و توضیح فصلهای مختلف آن تأكید كرد اما كل 6 فصل اوستا همیشه مورد احترام و اعتقاد زرتشتیان بوده است و برای تحلیل آیین زرتشتی باید تمام اوستا را در نظر گرفت. وی سپس افزود «گات»ها كه سخنان خود زرتشت است در عالیترین سطح اوستا قرار دارد و برترین مضامین اوستایی را مطرح كرده است، اما نباید آن را «به كلی چیز دیگر» ترسیم نمود. همچنین زرتشت یك «مصلح» بزرگ است، اما نباید او را به عنوان یك «انقلابی» معرفی كرد. همچنان كه نباید او را فردی محافظهكار و مدافع نظم مسلط شناخت. زیرا او هم موضعی انتقادی نسبت به وضع موجود (قدرتمندان و تزویرگران) و به نفع فرودستان داشته است و هم به دربار و حكومت گشتاسب (كه احتمالاً یك شاه و امیر محلی بوده) پیوسته است و در نهایت نیز در هنگام نیایش برای پیروزی او و سپاهیانش، همراه 72 نفر از یارانش در یك آتشكده توسط سپاهیان دشمن به شهادت رسیده است.
علیجانی سپس به تحلیل گاتها پرداخت و ضمن نقل و استناد به جملات مختلفی از آن، آیین زرتشت را در «آستانه توحید» و نوعی «دوآلیسم توحیدی» معرفی نمود. البته وی تأكید كرد كه نباید از منظر آیینهایی چون یهود و اسلام به آیین زرتشت نگریست، بلكه باید آن را به عنوان یك پارادایم مستقل و خودویژه مورد توجه قرار داد، پارادایم منحصر به فردی كه از «دومینوی همزاد» آغاز میكند و این مسئله كه این دومینو خود از كجا آمدهاند را درپرانتز میگذارد (همان گونه كه بودا مقوله خداوند را بدون این كه انكار كند، در پرانتز میگذارد و تأكید میكند برای او توجه به مسئله انسان مهمتر از تحلیل مسئله خدا یا خدایان است).
علیجانی مركز ثقل تعلیمات شخص زرتشت را اصلاحات مذهبی در رابطه با مذهب ارتجاعی موجود دانست، به ویژه مقابله با ایزدشناسی آنان و نیز شریعت ظاهرگرای وقت و نفی «قربانی»های فراوانی كه در آن وجود داشت. زرتشت به جای شریعت جزمی و مفصل، بر مثلث ایران (گفتار، پندار و كردار نیك) به عنوان مهمترین راه برای نزدیكی به اهورامزدا تأكید كرد.
علیجانی در ادامه افزود البته برخورد زرتشت یك برخورد رفرمی و اصلاحی است و در هر برخورد اصلاحی بخشهایی از گذشته حفظ و بخشهایی نو به آن افزوده میشود. اما به مرور زمان، بنا به موازنه قوای اجتماعی، اگر نیروی واپسگرایانه قدرت بیشتری داشته باشد، با اتكاء به همان بخشهای حفظ شده و بسط آن، از قدرت و دامنه رفرم كاسته خواهد شد و بدین ترتیب رفرم و ضدرفرم به طور یكجا و همزمان حضور و تداوم خواهد یافت و اوستا نیز سمبلی از حضور همزمان رفرم و ضدرفرم است. علیجانی ضمن توضیح و تأكید بر مفاهیم عالی فكری در گاتها كه رابطه انسان و خدا را نسبتی با «دوست و پدر» معرفی میكند و یا مضامین عالی اخلاقی كه «بهروزی را از آن كسی میداند كه دیگران را به بهروزی رساند» و...، افزود اما در خود گاتها نیز در چند جا، در كنار اهورهمزدا از برخی فرزندان او (و در واقع خانواده خداوند) یاد شده و یا اشاره به دیوان گردیده است و...، و همین جای پاها، تكیه گاههایی برای بازگشت ضدرفرم به آیین اوستا، البته در كنار مفاهیم و آموزههایی كه هیچ ردپایی نیز در گاتها ندارند، توسط موبدان گردیده است.
علیجانی همچنین به معرفی برخی ابعاد دیگر گاتها از جمله توجه به مسئله آخرت و جاودانگی انسان و گذرگاه داوری (چینودپل یا پل صراط)، دادن مجوز و دستور جهاد برای مبارزه با کافركیشان طرفدار اهریمن و... پرداخت.
وی در ادامه ضمن معرفی منابع مختلفی برای مطالعه بیشتر در این حوزه، به تحلیل برخی ویژگیهای آیین زرتشتی پرداخت. از جمله: ثنویت هستیشناختی و انسانشناختی و تثلیث اخلاقی (پندار و گفتار و كردار نیك) و تضاد و ثنویت ایرانی در مقایسه با وحدت وجود هندی (وی در اینجا به تفاوت محیط زیست جغرافیایی و تاریخی در این دو حوزه تمدنی اشاره كرد)، درونگرایی هندی و برونگرایی ایرانی، واقعگرایی و خوشبینی ایرانی و واقعگریزی و بدبینی هندی، كار و رفاه و تعادل نفس و زندگیگرایی ایرانی و ریاضت و انضباط نفس و بدبینی به زندگی هندی، توجه به ارزشهایی چون راستی، نیرو و دلیری، كار و كوشش، افتخار و نیكنامی، سرافرازی فرد و دودمان و كشور، خرد نیك (اخلاقی)، صلح و امنیت، پاكی ظاهری (و باطنی)، شادی (شادكامی)، وفای به عهد ولو با كافركیشان و پرداخت مزد و رعایت عدل در باره كارگران ولواز كافركیشان، میهماننوازی و گشادهدستی و... و پیوند با سلطنت در آیین زرتشتی (كه دلایل مختلفی برای آن ذكر شد از جمله اینكه نخستین انسان، نخستین پادشاه هم هست، برخلاف ادیان سامی كه نخستین انسان، نخستین نبی است، آرم زرتشتیان مُهر سلطنت هخامنشیان است، ذكر نام پادشاهان و مدح آنها، ممزوج شدن با سلطنت در دوران ساسانیان، اسامی زرتشتیان و...)
علیجانی پس از معرفی فشرده اوستا و آیین زرتشتی وارد بحث تحلیل زن در اوستا گردید. وی در این قسمت ابتدا به واژهشناسی زن در اوستا و آیین اوستایی توجه كرد و به توضیح در باره واژههایی همچون نایریكا، كدبانو، جهیكا، جنی (جینی)، دئنا (دین)، و... پرداخت. آنگاه به داستان آفرینش در آیین اوستایی تأكید كرد و ضمن اشاره به اینكه در خود اوستا داستان خلقت مطرح نشده است و با اتكا به دیگر متون زرتشتی (مانند بندهش)، گفت در اینجا با دو روایت از آفرینش زن مواجهیم. در یك روایت او آفریده اهوراست و اهریمن پلیدیها و ویژگیهای منفی دیگری را در مقابل آن میآفریند، و در روایت دیگر زن از نژاد اهریمن است، از رده و نوعی كه تبارش به جهیكا (دختر _ همسر اهریمن) میرسد و جهیكا (كه در این روایت به نماد كل زن تبدیل میشود) محرك و منشأ اصلی یورش و نفوذ بدی و شر در جهان و جامعه میباشد.
ادامه بررسی زن در آیین زرتشتی به جلسه بعد موكول شد.
