زین کهنه خدایی که تو را هست، دلم خست هر روز مرا تازه خدای دگری هست (مولوی)
دومین جلسه از کلاسهای زن در متون مقدس توسط رضا علیجانی چهارشنبه 27 اردیبهشت در کتابخانه حسینیه ارشاد برگزار شد. در ابتدای این جلسه که قرار است هر دو هفته یکبار برگزار گردد مجری جلسه خلاصهای از بحث جلسه قبل در مورد ضرورت بحث ارائه نمود و زانپس رضاعلیجانی بحث خود را آغاز کرد. وی در ابتدا با اشاره به مباحث ارائه شده در جلسه نخست کلاسها توضیح داد که هدف عمده وی از این بحث یکی نقد نگاه روشنفکری مذهبی به متون و فراروی از آن و دیگری ایجاد یک منطق و منطقه مشترک در مورد متون مقدس بین روشنفکری مذهبی و روشنفکری لائیک است که میتواند به بهبود فضای دوقطبی امروز جامعه و بویژه روشنفکران کمک نماید وی در ادامه بحث خود با اشاره به پیش فرض عمده بحث خود گفت:
پیش فرض این بحث وجود برخی چالشهای بین متون مقدس و دنیای جدید و زیست کنونی بشر و به عبارت دیگر دوصدایی بودن متون برای انسان معاصر است. و این واقعیت که تمام متون در دنیای قدیم شکل گرفتهاند و بین دنیای قدیم و دنیای جدید گسستها و پیوستهایی وجود دارد و به همین دلیل ما نیز باید با این متون گسستی -پیوستی برخورد کنیم و این چیزی نیست که ما بخواهیم از امروز اینگونه برخورد کنیم بلکه برخورد طبیعی انسان با این متون و همینطور دنیای قدیم اینگونه بوده است چه در فکر و ذهن و چه در عین و عمل. وی در ادامه بحث پیشین خود در جلسه اول کلاس به چالشهای متون مقدس و دنیای جدید اشاره کرد و افزود:
در ادامه بحث پیشین امروز میخواهیم به 4 چالش عمده بین متون مقدس و دنیای جدید اشاره کنیم و 6 گونه برخوردی که با این چالشها شده را بازشناسی کنیم و در نهایت رویکرد تاریخی - الهامی که ما معتقدیم توانایی بیشتری برای توضیح این گسستها و پیوستها دارد را توضیح دهیم اما چالشهای چهارگانه عبارتند از :
1) برخی احکام که در متون مقدس آمده است مانند تعدد زوجات ، انواع مجازاتها مانند تازیانه و برخورد فیزیکی که نوعی شکنجه است ، حق طلاق مردانه ، قضاوت مردانه ، نصف بودن دیه زن ، نصف بودن ارث زنان و... که این نوع احکام در تمامی متون مقدس با شدت و ضعف وجود دارد این احکام با حقوق بشر و ارزشهای انسان امروز چندان همگونی ندارد و در بسیاری از موارد تبدیل به چالشهای جدی بین نیروهای سنت گرا و طرفداران حقوق بشر و دموکراسی شدهاست. روشنفکری مذهبی هم از آنجا كه هم مذهبی است و هم تمایل به ارزشهای دنیای جدید دارد باید به آن پاسخ دهد .
2) برخی مفاهیم و آموزههای فرهنگی که در متون مقدس آمده است مانند برتری جنس مذکر بر مونث ، و یا مفاهیمی مانند فرشته ، شیطان ، جن ، چشم زخم، ارواح خبیث و... برای ترسیم جهان شناسی خود، که امروزه پذیرفتنی نیست و این مفاهیم که در متون مقدس نیز آمده است با فرهنگ و معتقدات دنیای جدید ناهمگونی زیادی دارند.
3) بخشی از آیاتی که در مورد بعضی امور طبیعی وجود دارد مانند هفت آسمان، حرکت ماه و خورشید، سیر شکل گیری جنین و مسایل مانند این که با اطلاعات علمی دوران پیدایش متون تطابق دارد اما امروزه بسیاری از آنها پذیرفتنی نیست.
4) برخی معجزاتی که در متون مقدس آمده است مانند بانگ رعد آسای ناگهانی و نابود کننده که برای عذاب یک قوم میآمد و یا زلزله یا باران آتش و...
در ادامه این بحث علیجانی ضمن نقد رویکرد روشنفکری مذهبی با این چالشها به دو ویژگی مشترک نواندیشان مذهبی در برخورد با این چالشها، یکی گزینشی برخورد کردن با متون و دیگری پرش و مسکوت گذاشتن بخشی از آن که اتفاقاً مورد بهرهبرداری سنت گراها و از سوی دیگر روشنفکران لائیک میشود، اشاره كرد و افزود :
برای پاسخگویی به 4 چالش فوق الذکر تاکنون 6 رویکرد مختلف پدید آمدهاست دو گونه این برخوردها غیر مومنانه است و 4 گونه آنها مومنانهاست :
الف( برخوردهای غیر مومنانه:
1) برخورد تحلیلی – غیر دینی : در این رویکرد با پیامبر مانند یک حکیم و یک مصلح اجتماعی و با متن به عنوان اثر یک حکیم و مصلح و نه به عنوان متن مقدس برخورد میشود یعنی با توجه به نقش و کارکرد آموزههای پیامبران در زمانه خود و اصلاح و رفرمهایی که صورت گرفته است پیامبر به عنوان یک مصلح اجتماعی پذیرفته میشود و اصلاحاتی که انجام داده است نیز ناشی از نبوغ فردی او فرض میشود و طبیعتاً متن مقدس نیز به عنوان یک اثر بشری در نظر گرفته میشود این رویکرد نسبت به رویکرد دوم که در پی میآید دید پژوهشی دارد و بیطرفانه است.
2) برخورد ستیزهگرانه – ضد دینی : این رویکرد متن را دستمایه مخدوش نمودن چهره پیامبر و تمسخر وی و ادیان قرار میدهد برخورد این رویکرد به متن و زندگی پیامبر گزینشی است و مثلاً در مورد پیامبر اسلام بیشتر به تعدد زوجات پیامبر و بویژه به ماجرای ازدواج پیامبر با زینب تکیه میکند ویا از زاویه دیگر پیامبر را فرد جاهطلبی معرفی میکند که سعی کرده با دستمایه قرار دادن آموزههای جدید و اتحاد اعراب به قدرت دست یابد این رویکرد عموماً بار علمی چندانی ندارد و بیشتر بر جنبههای احساسی تکیه دارد.
ب) برخوردهای مومنانه:
1) سنتی – اعتقادی : در این رویکرد سعی میشود قالب و ظاهر متن پذیرفته شود البته برخی تعبدی این قالب و ظاهر را میپذیرند و برخی دیگر سعی میکنند آن را با دلایل علمی توضیح دهند مثلاً دکتر سحابی در کتاب خلقت انسان میکوشد با مبانی علمی نگاه قرآن در این مورد را توضیح دهد اما علامه طباطبایی رویکرد وی را رد میکند و از خلق ناگهانی انسان دفاع میکند و هیچ کوششی برای توجیه علمی داستان خلقت در قرآن نمیکند و یا در مورد تقسیم ارث هم همین وضع را میبینیم این امر تنها در زمان کنونی هم بهوجود نیامده بلکه ریشههای تاریخی دارد مانند تقابل دو رویکرد اشعری و معتزلی در گذشته در رابطه با حسن و قبح ذاتی اعمال (كه توسط عقل بشری نیز قابل فهم است) و حسن و قبح شرعی آنها (كه فقط متكی به متن است).
اما به هر حال این رویکرد چه به شکل تعبدی و چه به شکل استدلالی متن را اصل میگیرد و سعی میکنند قالب و ظاهر آن را کاملاً حفظ نماید
2) علمی- انطباقی : در این رویکرد متن پذیرفته میشود اما سعی میشود با علم جدید منطبق شود مانند تفسیر هفت آسمانها به کهکشانها و یا مثلاً اول انقلاب در مورد حجاب گفته میشد از موی زنان اشعهای ساطع میشود و به این دلیل باید حجاب وجود داشته باشد البته این رویکرد نمیتواند در یك برخورد غیرگزینشی، به طور کامل متن را توضیح دهد و مثالهای نقض فراوانی در خود متن میتوان برای آن یافت.
3) تاویلی – تطبیقی : این رویکرد نمیخواهد متن را بر علم جدید منطبق کند اما سعی میکند با تاویل معنای جدیدی به متن بدهد مثلاً شریعتی نمیخواهد مانند دکتر سحابی خلقت انسان را توضیح علمی بدهد بلکه تاویل میکند و میگوید نگاه قران رمز گونه و سمبلیک است و سپس میگوید منظور قران از روح و لجن دو ساحتی بودن انسان و میل او به سمت خوبی و بدی است كه همواره در درون او به صورت یك تضاد و جدال وجود دارد. و یا در مورد زنان سعی میشود به قوامون معنای جدیدی داده شود و یا در مورد کلمه آدم گفته میشود آدم هم زن و هم مرد است. به نظر من این نگاه نیز علیرغم اینکه بخشی از متن را توضیح میدهد بخشهای زیاد دیگری را بی پاسخ میگذارد.
4) تاریخی - الهامی: این رویکرد مبتنی بر گسست و پیوست است و نقطه عزیمت این بحث این است که متون در چارچوب مناسبت زمانه خود بوجود آمدهاند. محور این رویکرد پذیرش رابطه دیالکتیکی متن با زمینه تاریخی خود است یعنی متون با علم و عقل و عدل زمانه خود نوعی رابطه دیالکتیکی و به عبارتی هم پذیرش و هم فراروی داشتهاند یعنی ضمن اینکه علم و عدل و عقل زمانه خود را پذیرفتهاند در آن رفرم کردهاند یا به قول شریعتی اصلاح انقلابی کردهاند. و اصولاً توقع بیجایی است که از پیامبران انتظار داشته باشیم تمام فرهنگ و مناسبات زمانه خود را دگرگون کنند و برخورد انقلابی با آن نمایند متون و پیامبران در همه حوزهها رفرم و اصلاح انقلابی انجام دادهاند و دیالکتیک تاثیر پذیری و تاثیرگذاری در همه متون قابل توجه و قابل اثبات است
رویکرد تاریخی - الهامی تناقضات متن با ارزشهای علمی و اخلاقی دنیای جدید را نادیده نمیگیرد و سعی در توجیه آن نیز نمیکند بلکه میکوشد با تحلیل شرایط اجتماعی و فرهنگ و دانش زمان پیدایش متن آن را بفهمد و زان پس متن را برای انسان امروز بازخوانی و بازسازی کند و به گمان من این رویکرد گامی فراپیش برای روشنفکری دینی است و ارتقاء روشنفکری دینی از مرحله اجتهادی – تأویلی محسوب میشود. این رویکرد تعیین نسبت با مذهب متن است نه مذهب تاریخی. همچنین این رویکرد در حالی که تاویل و اجتهاد را نفی نمیکند اما آن را در همه حوزهها كارآمد نمیداند.
اما مفهوم «تاریخی» در این رویکرد متضمن سه معنا است:
1) تاریخی بودن به معنای در نظر گرفتن پیشینه و تبار کلمات و مفاهیم و قوانین موجود در متن است به عبارت دیگر کوشش میشود از متن هاله زدایی شود مثلاً طوفان نوح یا آخرالزمان در همه متون مقدس و حتی اسطورههای بشری وجود دارد زمانی که ما این استمرار و سیر را میبینیم، از متن هالهزدایی میشود و به قول شریعتی متن خواندنی میشود، ما زمانی که پیشینه موضوع را بدانیم راحت تر میتوانیم با آن برخورد کنیم چون میبینیم این موضوعات در سنت و در مناسبات و، اگر نگاه روانشناختی یونگ را بپذیریم، در روان قومی جامعه رسول وجود دارد و اینگونه نیست که خداوند این مفاهیم را برای نخستین بار و تنها به یک پیامبر الهام کرده باشد و این مفاهیم هیچ پیشینهای نداشته باشند.
2) وجه دیگر تاریخی بودن تاثیر پذیری متون از عقل و عدل و علم زمانه است شریعتی در تفسیر آیه 4 سوره ابراهیم که میگوید ما پیامبران را به لسان قوم خود فرستادیم معتقد است لسان به معنای زبان رایج نیست چون مسلم است که خداوند پیامبری با زبان چینی برای مثلاً عربها نمیفرستد لسان به معنای اینست که پیامبران در چارچوب مناسبات و سنت آن جامعه سخن میگویند و در واقع لسان به معنای فرهنگ آن جامعه است و به این ترتیب این نگاه معتقد است که ادیان از فرهنگ و مناسبات جامعه خود تاثیر پذیرفتهاند و بسیاری از عناصر فرهنگی زمانه خود را حفظ کردهاند
3) وجه سوم تاریخی بودن تا ثیرگذاری متون است این تاثیر گذاری ها را میتوان مستند کرد بویژه در مورد اسلام که تمدن ساز و فرهنگ سازترین ادیان بوده است و این عنصر اسلام مورد حیرت بسیاری از مستشرقین نیز شده است، البته مذهبیها این تاثیرگذاری را ناشی از عنصر وحیانی و غیرمذهبی ها ناشی از نبوغ پیامبر میدانند اما آنچه که کاملاً به لحاظ تاریخی قابل اثبات و استناد است تاثیرگذاری و رفرم ادیان در علم و عدل و عقل زمانه خود و فراروی از فرهنگ و سنت زمانه خود است.
پس زمانی که میگوئیم برخورد تاریخی – الهامی به این معنا است: 1- متون را روندی ببینیم و پیشینه آن را در اندیشه و مناسبات بشری ببینیم 2- تاثیر پذیری آن از فرهنگ و مناسبات زمانه خود میبینیم و 3- تاثیرگذاری آن در در زمانه خود و اصلاحاتی که انجام دادهاست را میبینیم. پس متون هم مولود تاریخ و هم مولد تاریخاند. البته باید به این نکته هم اشاره کرد که این رویکرد به هیچ وجه متن را فرانقد نمیکند و تلاش نمیکند با استفاده از حربه تاریخ تمام انتقادات به متن را توجیه کند بلکه کاملاً قائل به نقد پذیر بودن متون، اما با در نظر گیری مختصات تاریخی خودشان، نه مختصات زمانه ما است.
علیجانی بحث خود را با تکرار دوباره یکی از دو هدفی که برای این بحث در ابتدای سخنش گفته بود به پایان برد :
رویکرد تاریخی – تاویلی میتواند منطق و منطقه فکری مشترکی بین روشنفکری مذهبی و غیر مذهبی ایجاد کند یعنی اگر روشنفکری غیر مذهبی هم با نگاه تاریخی به متن بنگرد و با آن وقایع تاریخی همدلیهایی انجام دهد و جایی که حتی به نظر بسیاری از پژوهشگران غیرمذهبی، متن رفرمهایی رادیکال در راستای بهبود وضعیت انسانها و بویژه زنان ایجاد كرده را بپذیرد و با آن از نگاه خودش همراهیکند، به این طریق هم با جامعه مذهبی خود میتواند زبان مشترک بهتری پیدا کند و هم نوعی منطق مشترک بین روشنفکری مذهبی و غیر مذهبی ایجاد میشود. هرچند که این به معنای فرونهادن اعتقادات فکری هیچیك از دو طرف نیست و میتوان با اذعان به کارکردهای مثبت و مترقی تاریخی متون در زمان خود اما در مورد شرایط فعلی هر یك راه خود را پی بگیرند یعنی آنجایی که روشنفکری مذهبی به بازخوانی و بازسازی متن در شرایط فعلی میپردازد، روشنفكری غیرمذهبی با آن همراهی نکند و نگاه خود را داشته باشد و حتی بگوید بازسازی مذهب برای ما مضر است. اما در گام اول یک حلقه مشترک ایجاد میشود که در تلطیف شرایط دوقطبی جامعه روشنفکری در شرایط کنونی میتواند موثر باشد البته منطقها و منطقههای مشترک فكری و عملی دیگری نیز میتوان پیدا کرد مانند برخی آرمانهای مشترک یا منشهای عملی مشترک و برخی روشهای نظری مشترک.
علیجانی در پایان نمونههایی از برخوردهای صرفا تاریخی و پژوهشی در رابطه با متن مقدس اسلام (قرآن) و حركت پیامبر را از قول همیلتون گیپ، ژرمن تیلیون، احسان طبری، پتروشفسكی و حتی علی دشتی (از كتاب 23 سال وی) را كه همگی حركت و آموزههای پیامبر را به نفع زنان و بعضا شدیدا مثبت و مترقی ارزیابی كرده بودند، از كتابهای آنها، برای حاضران مطرح كرد.
ادامه بحث در باره توضیح رویكرد تاریخی – الهامی (یا پارادایمی – الهامی) به متون مقدس و بحث درباره معیار تفكیك مفاهیم تاریخی و فراتاریخی و تصویری كه در نهایت این رویكرد از مذهب میدهد و شروع بحث زن در متون مقدس از ادیان هندی به جلسه بعد موكول شد.