به نام خدا
تحليل ذاتانگارانه يا تحليل موقعيتي از تفاوتهاي حقوقي
بيست و دومين جلسه از سلسله كلاسهاي زن در متون مقدس بحث زن در اسلام (قسمت ششم) را ادامه داد. رضا عليجاني در اين جلسه به طرح اين نكات پرداخت:
- عدم تلقي و برخورد تابويي با پريود، زايمان و ... در قرآن برخلاف برخي از كتب مقدس ديگر برخوردي ساده و غيرتابويي با زنان در حالت پريود و زايمان صورت گرفته و هيچ تلقي مبتني بر شرير و ناآلودگي كامل و مطلق زن در اين وضعيت وجود ندارد و تنها از آميزش منع شده است.
- مجادله يك زن با رسول و حمايت خداوند از او. سورهاي از قرآن به نام «مجادله» است. آغاز اين سوره از مجادله يك زن با پيامبر براي حل مشكل وي در نسخ يك نوع طلاق ظالمانه رايج دوران عليه زنان ياد ميكند. مرد در اين نوع طلاق (ظهار)، همسرش را به مادرش تشبيه ميكرد و از آن پس زن مطلقه ابدي ميگرديد اما آزاد نيز نميشد تا بتواند ازدواج ديگري بكند؛ يك تعليق عذابآور دائمي. قرآن ضمن مجازات مرد به كفاره، اما، اين نوع طلاق را لغو كرد و عنوان نمود مادران شما فقط آنهايي هستند كه شما را زادهاند. در اين قسمت عليجاني به طرح نمونههاي ديگري كه بيانگر نهضت بيداري زنان در آن هنگام است، پرداخت.
- نبوت مردانه. در قرآن نبوت كاملا مردانه است. در عهد عتيق و جديد هم از نبوت زنان و هم از چشمانداز نبوت همگاني (همه زنان و مردان)، ياد شده است. اما در قرآن نبوت و رسالت مفهوم خاصي دارد، هر چند به وحي به مادر موسي و ارتباط ويژه با مريم نيز اشاره گرديده است. در تلقي عهد عتيق و جديد اين نوع ارتباطات نيز نبوت ناميده شده است. در فرهنگ اسلامي، برخي از مفسران نيز از زناني چون مريم، مادر موسي، آسيه و... به عنوان نبي ياد شده، اما اين نامگذاري به علت تأكيد ويژه بر نبوت خاص، كمتر با عنوان نبوت ناميده شده است.
- زن، موضوع مزد، هديه و فديه نيست. در برخي از كتب مقدس، همچون اوستا، متأثر از فرهنگ و مناسبات زمانه، زن موضوع فديه و غرامت و... قرار ميگرفت. اما در قرآن نشانه اي از اين نوع برخورد وجود ندارد.
- عدم حمايت از بيوهزنان. در عهد عتيق، جديد و قرآن از فقيران و محرومان و يتيمان حمايت شده است. اما در قرآن برخلاف عهد عتيق و جديد سخني از بيوگان نيست. عليجاني اين امر را، عليرغم روح حاكم در قرآن در حمايت از ضعيفان و مظلومان، عدم وجود مشكل بيوهگان (به علت ازدواجهاي مكرر زنان) در آن دوران و وجود مشكل بنيادي يتيمان دانست، كه قرآن توجه ويژه به آنان داشته است.
- نقصان دين و عقل در زنان؛ برتري احساس بر عقل (در روايات و تفاسير، نه در قرآن). يكي از موارد مهمي كه در تاريخ فرهنگ (به ويژه حديث، تفسير و فقه) اسلامي مطرح بوده، همين امر است. اين مسئله كه در قرآن نيامده است (عليجاني به بررسي تكتك آياتي كه در تفاسير ذيل آنها اين موضوع مطرح شده است پرداخت و توضيح داد كه در متن هيچ كدام از آنها، عليرغم اشارهاي كه بر برتري مردان شده، اما تعليل و تحليلي مبني بر فزوني عقل آنها نگرديده است)؛ برخاسته از اعتقاد و فرهنگ زمانه مفسران و فقيهان بوده است. به علاوه آنكه آنها به خاطر ابدي دانستن برخي تفاوتهاي حقوقي بين زن و مرد در قرآن (كه در زمانه خود حاوي برخورد مثبت رفرميستي با سطح قواعد و مناسبات زمانه بوده اما در آينده خود به نوعي تبعيض - از ديد انسان امروز – تبديل ميشود) و براي دفاع از آن قواعد و احكام به دنبال تعليلها و تحليلهايي رفتهاند و در اين راستا به ناقصي عقل و دين و ... زنان (در دنياي قديم) و افزوني احساس بر عقل (در تفاسير و تحليلهاي صورتگرفته توسط فقيهان و مفسران در دنياي جديد) پرداختهاند. وي اضافه كرد برخي مفسران انگشتشمار در گذشته و بسياري از آنها در دنياي جديد به جاي تعليل و تحليل «ذاتانگارانة» آن تفاوتها بر مبناي تفاوت ذاتي زن و مرد، به تعليل و تحليل «تاريخي و موقعيتي» پرداخته و آن تفاوتهاي حقوقي را برخاسته از موقعيت تاريخي و قواعد و مناسبات زمانه، و نه ذات و سرشت متفاوت زن و مرد، دانستهاند. اما نكته مهم اين است كه اين دسته مستندات مهمتري از متن قرآن (مبني بر يكساني و همذاتي زن و مرد) در دست دارند تا آنهايي كه عقل و دين زنان را ناقص و يا احساس آنها را برتر از عقلشان دانستهاند.
ادامه بحث زن در اسلام، در جلسه آينده پيگيري خواهد شد.
