به نام خدا
اصلاحاتي ناتمام و ناكام
بيست و پنجمين جلسه از سلسله كلاسهاي زن در متون مقدس (و نهمين جلسه از بحث زن در اسلام) در سالن كتابخانه حسينيه ارشاد برگزار شد.
در اين جلسه رضا عليجاني، بحث زن در خانواده را با بحث رفرم در وضعيت طلاق ادامه داد. وي بحث طلاق را مفصلترين بحث خانواده در قرآن (با اختصاص 14 آيه به خود) معرفي كرد و گفت درباره مسئله طلاق، با توجه به بستر تاريخي و جغرافيايي مسئله، چهارده مورد رفرم و اصلاح به نفع زنان صورت گرفته است. آنگاه به بحث درباره آن آيات و رفرمهاي صورت گرفته پرداخت (از جمله سكونتدادن و تأمين زندگي زنان مطلقه تا يكسال - قبل از آمدن آيات ارث - به همان شكلي كه خود مردان زندگي ميكردند و عدم تحت فشار قرار دادن آنها براي وادار كردنشان بر ترك خانه تا سرآمد عده، نگه داشتن زنان را به خوشي و سازگاري و يا به خوبي و نيكي رها كردن و معلق نگاه نداشتن آنها؛ دادن هديه در هنگام جدايي و نه جدايي با نزاع و خشونت؛ عدم فشار بر زنها براي بخشش مال و مهريهشان؛ و مهمتر از همه اين كه زن نيز ميتواند متقاضي طلاق باشد «طلاق خلع»، جلوگيري از تكرار طلاق براي آزار زنان؛ ممانعت از زدن اتهام بيعفتي به زنان از سوي مردان ديگر و نيز همسرانشان؛ برخورد با معلق نگاه داشتن زنان با سوگند به ترك معاشرت با آنها، «ايلاء» و...؛ حكم به تعيين داوري از سوي خانواده زن و داوري از سوي خانواده مرد براي رسيدگي و حل اختلافات آنها و تعيين تكليف زندگيشان و...). وي افزود عليرغم برخوردهاي آموزشي و اعتقادي و توصيههاي اخلاقي و عاطفي به جامعه (و به ويژه به مردان) به نفع زنان كه ميتوانست جنبه ديني و دروني، بدون پشتوانه حقوقي داشته باشد. و نيز عليرغم انجام اصلاحات به نفع زنان در امر طلاق؛ اما، اختيار طلاق در حد بسيار بالايي در دست مردان باقي ماند. و نيز به علت حاكميت روابط سلطه و سلسله مراتب جنسيتي، زنان خود نيز آنچنان نميتوانستهاند با مراجعه به محاكم قضايي از اين حقوق استفاده كنند. به علاوه آنكه، حاكميت سلطه مردانه در جامعه و به ويژه غلبه فرهنگ مردسالار بر نظرگاههاي فقيهان، برخي رفرمهاي جدي به نفع زنان (مثل حق تقاضاي طلاق زنانه «خلع» و يا ضرورت تشكيل محكمه داوري قبل از طلاق، و...) نيز در طول سير فرهنگ فقهي به حاشيه رانده شده و كمرنگ گرديده است.
عليجاني آنگاه به رفرم در وضعيت زنان بيوه شده (كه شوهرشان فوت كرده است) با تلطيف فرهنگ و آداب و رسوم جامعه درباره نحوه در سوگ ماندن يكساله زنان (عده وفات)، و تقليل مدت آن، به ويژه پس از آيات ارث، و نيز تأكيد بر حق اختيار و آزادي تعيين سرنوشت خود زن، بدون اجازه و دخالت ديگران (بزرگان قبيله و خانواده شوهر و خانواده خود زن) پرداخت.
وي سپس به برخي تفاوتها (و تبعيضات) حقوقي، با بحث از مسئله گواهي و شهادت و قصاص و ديه پرداخت و گفت برخي مفسران (به ويژه اكثر مفسران قديم) اين تفاوتها را «ذاتانگارانه» (مرتبط با ذات و سرشت پستتر زن و كمي عقل و...) تحليل كردهاند، اما برخي ديگر (به ويژه مفسران جديد) از آنها تحليل تاريخي و «موقعيتي» ارائه دادهاند. در خود قرآن تحليل ذاتانگارانه وجود ندارد. اما در احاديث و تفاسير اين ديدگاه غلبه دارد.
وي افزود در يك تحليل تاريخي و موقعيتي، علاوه بر عدم حضور زنان در آن عرصهها و بالطبع عدم اعتماد به نفسشان (و نيز عدم حقخواهيشان براي دفاع از حقوق خود)؛ يك عنصر بسيار مهم هم «بياعتمادي» مردان به زنان است. وي افزود اين مسئله يك امر گسترده در همه حوزههاي تمدني بشر است. (و مثالهايي براي هر يك از اين موارد ذكر نمود). و اين تفاوت (كه در دنياي قديم «طبيعي» و «عادلانه» مينمود و امروزه، به حق، «تبعيض» و ظلم و تعدي به زنان تلقي ميشود) در اكثر سيستمهاي حقوقي حاكم بر جوامع، حتي تا قرون جديد، وجود داشته است. عليجاني اضافه كرد كه در اين مورد در اديان نيز يك حالت دو صدايي و نوساني وجوددارد. چون چگونه ممكن است از يك سو زني نتواند توصيف و گزارشي از آنچه ديده ارائه دهد، (گواهي و شهادت) اما از سوي ديگر فردي مسئول در پيشگاه خداوند باشد و مسئوليت امر به معروف و نهي از منكر و ولايت متقابل با مردان بر دوش داشته باشد و يا از حق مالكيت و اداره اقتصادي اموالش برخوردار باشد و...؟ وي به اجتهادات جديد، به علت تغيير وضعيت زنان و نيز تغيير نگاه و احساس مردان، اشاره كرد، اما آنها را ناكافي و به لحاظ متدلوژي ناتمام دانست.
وي در ادامه همين بحث به مسئله عدم حق رياست و قضاوت زنان پرداخت و تصريح نمود كه اين مسئله هيچ مستند قرآني ندارد و تنها و تنها به يك حديث تكيه دارد كه بيست و پنج سال بعد از مرگ رسول در حين جنگ جمل، توسط فردي كه نميخواسته تقاضاي عايشه را براي طرفداري از او پاسخ دهد، مطرح گرديده است. عليجاني آنگاه به تفصيل در باره اين حديث، راوي آن، مضمون حديث درباره يك پادشاه زن ايراني (كه از قضا فردي عادل، نيكوكار و مثمر ثمر براي جامعه ايران بوده است) و... پرداخت. وي به تفصيل سؤالات و موارد نقض فراوان در رابطه با اين حديث معتبر و پذيرفته شده را مطرح كرد (از جمله چرا خود علي، عليرغم موضع منفياش درباره زنان در همين دوران، براي جلوگيري از خونريزي به اين حديث استناد نكرد و...) و نيز مسئله ملكه سبا در قرآن (كه قرآن به شدت با اين زن و نحوه حكومتش مثبت برخورد كرده است).
وي آنگاه افزود چرا يك حديث در برابر كل قرآن و تجربه مكرر حضور زنان در صحنههاي سياسي - و حتي نظامي - در صدر اسلام قرار گرفته و بر آنها غلبه كرده است؟ آيا اين جز حاكميت فرهنگ و مناسبات مردسالار در جامعه و بويژه فقيهان نبوده است؟ عليجاني تأكيد كرد اين نحوه برخورد خود دليل بر ناتمامي و ناكامي اصلاحات و رفرمهاي صورت گرفته و بازگرداندن آنها به عقب از سوي مناسبات مردسالار و سخنگويان و طرفدارانش كه بر فرهنگ و نظام حقوقي جامعه نيز تسلط داشتهاند، ميباشد. ادامه بحث تفاوتها و تبعيضها، در رابطه با مسئله قضاوت زنان و دنباله بحث زن در اسلام به جلسه آينده موكول گرديد.
