به نام خدا
مواجهه سه ديدگاه: احياء، بازخواني، بازسازي
سي و سومين جلسه از سلسله كلاسهاي «زن در متون مقدس» به ميزگرد «زن در آيين اسلام» اختصاص داشت. در اين ميزگرد حجتالاسلام مهريزي (مدرس دانشگاه و نويسنده و پژوهشگر مطالعات زنان)، خانم دكتر فرهمندپور (دانشآموخته حوزه و استاد دانشكده الهيات دانشگاه تهران) و رضا عليجاني حضور داشتند.
در اين ميزگرد در ابتدا رضا عليجاني خلاصه و فشردهاي از مباحثي كه در سيزده جلسه بحث زن در اسلام مطرح كرده بود (همچون طبقهبندي سهگانه آيات قرْآن درباره زن، دوصدايي بودن متون، تفاوتهاي مطرح در قرآن ذاتانگارانه و ابدي است يا موقعيتي و تاريخي و قابل تغيير؟، ضرورت بازسازي جهتگيري احكامي بر اساس توحيد، عدالت و انسانشناسي قرآني، مذهب فقط احكام نيست، ضرورت پيگيري پروژه فكري: نگاه به متن، تاريخي – الهامي و نياز به دين؛ وجودي – اجتماعي و...) را عنوان ساخت.
سپس خانم فرهمندپور به ارائه نظرياتش پرداخت. وي گفت متن مقدس فقط قرآن نيست و طبق حديث ثقلين، عترت نيز جزو متون مقدس است. اما وي افزود حديث بخش كوچكي از سنت است و آسيبپذيرترين بخش آن (بويژه در ثبت و ضبط آن) و رفتار عملي ائمه (سنت ناطق) مهمتر از حديث است. در حديق جعل و تحريف زياد است. وي به عنوان نمونه به تنها سند حديثي فقهاي شيعه و سني براي منع از رياست و قضاوت زنان اشاره كرد. و به توضيح موقعيت و شخصيت راوي آن حديث (ابوبكره) پرداخت. (اين مسئله قبلا توسط رضا عليجاني در همين كلاس مطرح شده بود). وي تأكيد كرد اگر حديث از بستر تاريخياش منتزع شود خطرناك ميشود. و افزود خود حديث نيز بايد به قرآن عرضه شود. اما احاديث قطعيالصدور نيز نسبت به آيات قرآن، در يك سنخ و سطح نيستند. همان گونه كه خود آيات قرآن نيز همگي در يك سطح نيستند.
وي آنگاه به طرح نظريه تفكيك «قانون» و «برنامه» پرداخت و گفت بخش قابل توجهي از آيات قرآن تشكيلدهنده «قانون» هستند. اما هر قانوني بايد در قالب يك برنامه اجرا شود. برنامه مخاطبمحور و مبتني بر شرايط زمانه و انعطافپذير است، اما قانون حقيقتگراست. وي افزود بخش قابل توجهي از سنت برنامه است. آنگاه تأكيد نمود بسيار نادرست و خطرناك خواهد بود اگر امروز بخواهيم قانون را تغيير بدهيم و غلط و خطرناك خواهد بود اگر بخواهيم همان برنامه را اجرا كنيم. وي در اين باره به بحث زكات و ضرورت تحول «مصاديق» آن پرداخت و يا به موضوع خمس مثال زد كه پيامبر آن را فقط در غنايم جنگي ميديد و ائمه شيعه آن را همه آنچه كه انسانها فراچنگ آوردهاند، تلقي كردند. خانم فرهمندپور همچنين مثال از حجاب و زينت زد و گفت خال تعهد هنديها و خالكوبي زنان اعراب شبيه حلقه نامزدي ايراني است و زينت نيست و علامت است، اما مثلا خال زدن به صورت براي زيبايي، زينت است. البته وي تصريح كرد كه تعيين مرز قانون و برنامه كه بنا به شرايط روز است، امر دشواري است. وي همچنين به برخي احاديث قابل ترديد از ائمه اشاره كرد كه با رفتار عملي همان امام ناسازگار است مثلا حديث منسوب به حضرت زهرا كه ميگويد بهترين زن، زني است كه نه او مردي را ببيند و نه مردي او را. وي گفت اين حديث حتي يك مصداق خارجي هم ندارد و خود حضرت زهرا نيز چنين نبوده است. و يا آن حديث از قول پيامبر كه بهترين جا براي نماز زن را پستوي خانه ميخواند، در حالي كه قرآن به مريم دستور ميدهد «اركعي معالراكعين» (با راكعين – نمازگزاران – نماز بخوان). راكعين جمع مذكر است و اگر براي تغليب هم آمده باشد، به هر حال بايد عدهاي مرد هم در آن جمع حضور داشته باشند وگرنه ميگفت با «راكعات» نماز بخوان. وي افزود پيامبر بخاطر حكومتش از امكان تأثيرگذاري عملي بيشتري از ائمه كه حكومت نداشتهاند، برخوردار بوده است.
خانم فرهمند پور همچنين به جملهاي از رساله حقوق امام سجاد اشاره كرد كه حق همسر را در كنار حق مملوك (غلام و كنيز) آورده است. وي اين مسئله را توهينآميز دانست و با رفتار عملي امام سجاد نيز مغاير دانست كه خود براي ازدواج با يك كنيز، ابتدا او را آزاد ميكند و سپس با وي ازدواج مينمابد.
آنگاه حجتالاسلام مهريزي به طرح مباحثش پرداخت. وي در ابتدا از اينكه آقاي عليجاني تلاش مؤمنانهاي براي حل پرسشها و معضلات پيرامون زنان كرده و ديگران را نيز براي ارائه نظر و برخورد و نقد آراءاش دعوت نموده است، تشكر نمود. وي اين برخورد را درسآْموز دانست.
آقاي مهريزي آنگاه گفت در يك صد و پنجاه سال اخير در بخش شريعت پرسشهاي مختلفي مطرح شده است از جمله در مورد زنان (و نيز حقوق بشر، حقوق غيرمسلمانان، برخي مباحث كيفري اسلام و...). وي گفت كليت قرآن و احاديث را همه مسلمانان قبول دارند. اما در سده اخير برخي پرسشها در مورد تفاوت مرد و زن پيش آمده است. مثلا در سال 1338 مولاناي تبريزي متني درباره تفاوتهاي زن و مرد در شريعت نوشته كه در آن به 171 تفاوت (كه برخي به نفع مردان و برخي به نفع زنان و برخي تفاوت صرف است) اشاره كرده است. وي افزود در مشروطيت بحث زنان حاد و حساس شد و مسائلي چون بيرون آمدن از خانه، مدرسه رفتن، شركت در انجمنها، حجاب و... مطرح گرديد.
وي آنگاه افزود در اين مدت چهار روش برخورد با اين تفاوتها وجود داشته است:
1 – برخورد اول اين تفاوتها را پذيرفته و اما سعي در توضيح كلامي و فلسفي آن نيز نداشته، بلكه گفته خداوند خالق جهان كه نسبت به بقيه آگاهتر و مطلعتر از همه امور جهان است، اين تفاوتها را مطرح ساخته و ما نيز بايد متعبدانه آن را بپذيريم. آقاي مهريزي افزود تا زماني كه سطح سواد و آگاهي و اطلاع مردم پايين بود، شايد اين روش ميتوانست پاسخگو باشد، اما با افزايش سواد و آگاهي اين روش ديگر پاسخگو نبود.
2- برخورد دوم نيز اين تفاوتها را ميپذيرد، اما سعي ميكند براي آنها دليل و استدلال جمع كند و به تبيين فلسفي و كلامي و ... آنها بپردازد. وي مرحوم علامه طباطبايي (در ج 2 و 4 الميزان كه موارد زيادي از اين تفاوتها را پذيرفته اما توضيح داده است) و مرحوم مطهري (كه در كتاب نظام حقوقي زن و مسئله حجاب همان نظريات را به فارسي و با رواني بيشتري توضيح داده است) در اين سلك قرار دارد. از نظر مرحوم طباطبايي يا مطهري، و در دورههاي جديد آيتالله جوادي آملي، مرد رئيس خانواده است، طلاق دست مرد است و...، اما آنها سعي كردهاند دلايلي تكويني براي اين تفاوتهاي تشريعي مطرح سازند. البته در لابهلا گاهي اوقات برخي تفاوتهايي جزئي را نيز زير سؤال بردهاند مثلا در بحث نپوشاندن صورت در حجاب.
3- روش سوم معتقد است با روشهاي مرسوم و سنتي اجتهاد از اين فضا (فضايي كه تفاوت زن و مرد و اختلاف حقوق آنها را پذيرفته) بيرون نميرويم و بايد در آن روششناسي سنتي تجديد نظر كنيم. اين مسائل قالبهاي عصر است و بايد قالبها را كه متناسب با آن عصر است، رها كرد و پيام نهفته در آنها را اخذ نمود. وي روش عليجاني را در اين قسمت طبقهبندي نمود. و شرحي نيز از همين رويكردها، در ديگر جوامع اسلامي و متفكراني كه اين شيوهها را به كار بردهاند ارائه نمود.
4- اما شيوه چهارم معتقد است طرد روش حوزوي، نزد حوزههاي علميه و نزد اكثر مؤمنان پذيرفته نيست و نبايد صرفا به دانشجويان و روشنفكران اكتفا كرد. وي افزود با حفظ همان شيوههاي اجتهاد سنتي، و در برخورد مورد به مورد با مسائل ميتوان مجددا به بازخواني قرآن و سنت پرداخت و به بازنگري در احكام زنان رسيد و نميتوان به صورت يكجا همه آنها را يك باره رد كرد. وي آيتالله معرفت، آيتالله جناتي، آيتالله صانعي، دكتر مهرپور، شيخ مهدي شمسالدين، و... را داراي اين روش معرفي كرد. وي افزود روشهاي اول و دوم ديگر دورهاش گذشته و ما نميتوانيم با فرزندان و جوانانمان با آن نوع روش و استدلالها حرف بزنيم. آقاي مهريزي گفت روش علامه طباطبايي و آيتالله مطهري امروزه پاسخگو و قانعكننده نيست. روش سوم نيز مشكلاتي دارد و زمينه پذيرش در حوزهها و متدينان ندارد و ما نميتوانيم همه احكام را كنار بگذاريم و شريعت جديدي بياوريم. همه مردم كه مثل روشنفكران و دانشجويان نيستند، بنابراين بايد مورد به مورد بررسي كنيم و براي آنها دلايلي از قرْآن و سنت بياوريم و مستند ديني براي تعديل با تغيير آنها پيدا كنيم. ما ميتوانيم با روش مرسوم هم به همان نتايج روش سوم برسيم. متن و لفظ ضابط ماست وگرنه «پيام» نيز رها و بيضابطه ميشود. وي تأكيد كرد البته بايد به آسيبشناسي اجتهاد (از جمله در مورد مسائل زنان) بپردازيم و آنگاه اصول و روش تحقيق در امور زنان را مطرح نماييم. وي در توضيحات بعدي خود به بررسي تعدد زوجات پرداخت و گفت با توجه به تعبير «ان خفتم...» ميتوان گفت كه اين مسئله تنها در مورد يتيمان مطرح بوده است و يا در مورد شهادت دو زن (در مقابل يك مرد) در امور مالي، مسئله ان تضل احديهما...» مطرح شده كه اينك با توجه به حضور و اطلاع اقتصادي زنان اين احتمال ديگر وجود ندارد. و يا در رابطه با زدن زنان، پيامبر سه سال زدن زنان را ممنوع كرده بود و اگر مردي زنش را ميزد، قصاص ميشد. اما در كوران جنگ احد، مردان (بويژه مهاجران از مكهآمده) كه سختگير و مردسالار بودند، شديدا معترض بودند و پيامبر اجازه زدن را داد. همان شب هفتاد زن كتك خوردند. اما پيامبر با اين مسئله تا آخر عمر برخورد منفي ميكرد و زدن زنان را محكوم مينمود. بنابراين، اين تجويز بنا به يك شرايط تاريخي خاصي بود و عملا در سنت رسول محكوم و منسوخ شده است.
خانم فرهمندپور كه عملا از رويكرد دومي كه آقاي مهريزي معرفي كرده بود، حمايت ميكرد؛ روش چهارم را نقد كرد و گفت نميتوان با تحليل تاريخي و بدون شناخت درست و دقيق قرآن و سنت، اين موارد را منتفي دانست.
اما عليجاني نيز در نقد روش چهارم گفت اين گونه نيست كه روش سوم بيضابطه باشد، در اين روش همان متدلوژيهاي مرسوم مثل توجه به لغت، شأن نزول، تاريخ و... مطرح ميشود و مثلا در مورد زدن زنان وي نيز همين مسائلي كه آقاي مهريزي مطرح كرد را عنوان نموده است. به علاوه آنكه آقاي مهريزي نيز با استدلالهايي تاريخي و استدلالي خارج از متن به تعديل و تغيير احكام ميرسد و وي نيز چنين ميكند. عليجاني افزود آيا اين روش، خارج از متن در شيوه چهارم، در حوزههاي علميه مورد قبول واقع ميشود؟
در بخش پرسش و پاسخ نيز حضار سؤالات متعددي در حوزههاي مختلف (مانند نقد بحث روش چهارم آقاي مهريزي، بحث تفكيك قانون و برنامه خانم فرهمندپور و مسائل متعددي چون برخورد احاديث با زن، برخورد امام علي، مسئله همسران پيامبر، مسئله زدن، طلاق، استبدال و...) مطرح كردند كه افراد حاضر در ميزگرد تنها توانستند به بخشي از آنها پاسخ دهند (به علت تنوع موضوعي مباحث مطرح شده امكان ارائه گزارش فشرده آنها در اين گزارش وجود ندارد و پس از پياده كردن نوارها، و آمادهسازي مطالب، مشروح آنها در وبلاگ خواهد آمد).
عليجاني در پايان به دستهبندي سه گانهاي پرداخت و گفت برخي به دنبال «احياء دين»، با دفاع از همه ميراث و توجيه و توضيح همه موارد آن هستند. برخي به دنبال «بازخواني»اند و تلاش ميكنند با ارائه قرائتي جديد همه موارد را به نحوي توضيح دهند و برخي نيز در پي «بازسازي»اند و فكر ميكنند با روش بازخواني توضيح همه موارد ميسر نيست و مكلفانه است و معتقد به روش تاريخي – الهامي هستند. وي افزود اما همه دين احكام نيست، احكام به لحاظ نظري (نه عملي) بخش كوچكي از قرآن را تشكيل ميدهد. آنچه مهم است هدف و محصول نهايي و غايت دين است كه تربيت اخلاقي و عملي فردي و اجتماعي انسانهاست. بنابراين بدين خاطر است كه وي از پروژه فكري: برخورد با متن؛ تاريخي – الهامي / نگاه به دين؛ وجودي – اجتماعي دفاع ميكند و آن را دنبال مينمايد.
وي در پايان افزود مهمتر از آنچه افراد ميانديشند، آني است كه در حوزه اخلاقي، سياسي، و... عمل ميكنند و خداوند به محتوا و عمل انسانها بيشتر از حرفها و عقايدشان بها ميدهد. وي در پايان آيه 177 سوره بقره را كه بيانگر برخوردي ضدفرماليستي و توجه به محتوا و نتيجه است را قرائت كرد.
آخرين جلسه از سلسلهكلاسهاي زن در متون مقدس (كه مصادف با ماه رمضان است)، يك ساعت زودتر تشكيل خواهد شد. (از ساعت 5 تا 7). و جمعبندي پاياني و بررسي تطبيقي اديان و نيز خروجي نهايي بحث زن در متون مقدس در آن مطرح خواهد شد.